سيد علي اكبر قرشي

141

قاموس قرآن ( فارسي )

است و آن چنين است * ( « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَرَسُولَه وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ . . . » ) * مائده : 33 . ترتيب مجازات او در « حرب » گذشت ولى آيا صلب در اسلام مانند امروزى است كه مجرم را بوسيلهء آن خفه كنند . يا جور ديگر است ؟ ناگفته نماند در « حرب » تحت عنوان محارب و حدّ او گفته شد : صلب يكى از چهار مجازات محارب است و او كسى است كه امنيّت عمومى را بهم زده و ايجاد نا امنى و سلب آسايش كند بموجب روايات اگر حاكم صلاح بداند او را سه روز بدار مياويزد ، پس از آن به زير آورده نماز ميخواند و دفن مىكند . در وسائل كتاب الحدود ابواب حدّ محارب باب 5 سه حديث در اين خصوص نقل كرده است : « انّ امير المؤمنين عليه السّلام صلب رجلا بالحيرة ثلاثة ايّام ثمّ انزله فى اليوم الرّابع فصلَّى عليه فدفنه » . « قال الصّادق عليه السّلام المصلوب ينزل عن الخشبة بعد ثلاثة ايّام و يغسّل و يدفن و لا يجوز صلبه اكثر من ثلاثة ايّام » ملاحظهء اين احاديث نشان ميدهد كه اول او را ميكشند ، سپس مرده اش را بدار مىزنند چنان كه شيخ طوسى آيه را حمل بر ترتيب كرده و فتوى داده كه پيش از قتل صلب جايز نيست ولى شيخ مفيد و ابن ادريس آيه را حمل بر تخيير كرده و گفته‌اند : زنده بدار زده مىشود ولى از روايات اول و نهم باب اول حدود محارب قول شيخ مفيد ره استفاده مىشود رجوع شود به مختلف علامه و شرايع و شرح لمعه و جواهر . البته : دار زدن در صورت صلاح ديدن حاكم ، براى آنست كه مردم او را مصلوب ديده متنبه شوند و ايجاد ناامنى نكنند . صلح : مسالمت . سازش . راغب آن را از بين بردن نفرت ميان مردم ، معنى كرده است * ( « وَالصُّلْحُ خَيْرٌ . . . » ) * نساء : 128 . سازش بهتر است در